سلام من فاطمه سلیمی دانش آموز سال سوم دبیرستان رشته ی کامپیوترم ممنون میشم از اینکه به وبلاگ من سربزنین و نظر بدین
-->-->-->
*قصه ی من قصه ی اون بوته ی خشکه که بارون خنده هات سیرابش میکنه....سیرابم کن![]()
*وقتی به چیزی که آرزو داشتی می رسی تازه می فهمی که آرزوش از خودش قشنگ تر بود
*زندگی اثری هنری است نه یک مسئله ی ریاضی,بهش فکر نکن ازش لذت ببر!!!....
*ناشنوا باش..... وقتی همه از محال بودن ارزوهایت سخن می گویند
*زندگی می تواند فوق العاده باشد اگر دیگرزان ما را به حال خود رها کنند(چارلی چاپلین)
*اعتبار ادمها به حضورشان نیست به دلهره ای است که در نبودنشان حس می شود
*حضور هیچ کس در زندگیمان اتفاقی نیست کاش دریابیم معمای حضور یکدیگر را..
برچسب: مطلب ادبی,
نویسنده: فاطمه